صلحی شکننده برآمده از فرسایش جنگ
آوارهای برجامانده از جنگ ۲۰۲۶ در غرب آسیا، واشنگتن و تهران را به سمت یافتن یک راه خروج اضطراری سوق داده است. منازعهای پرشدت که در اواخر فوریه با حملات سنگین هوایی علیه ساختارهای فرماندهی آغاز شد، به سرعت به بحرانی منطقهای بدل گردید؛ بحرانی که شریان تنگه هرمز را بست و اقتصاد جهان را تا آستانه فروپاشی پیش برد.
پس از هفتهها میانجیگری پاکستان، امضای تفاهمنامه ۱۴ مادهای اسلامآباد در ۱۷ ژوئن، نشاندهنده گذاری سرنوشتساز از نبرد نظامی به دیپلماسی پرالتهاب است. با این حال، این یک توافق نهایی نیست؛ بلکه ساعتی شنی با زمان محدود است. یک آتشبس موقت. در حالی که هر دو طرف مدعی پیروزی هستند، نبرد واقعی در اتاقهای مذاکره دوحه تازه آغاز شده است.
چهار گسل اصلی در توافق اسلامآباد
با گردهمایی هیئتهای فنی برای گفتوگوهای غیرمستقیم تحت نظارت میانجیهای قطری، اجرای بندهای تفاهمنامه با چالشهای فنی و حقوقی مواجه شده است. پایداری این صلح به حل چندین پرونده حساس بستگی دارد:
- شمارش معکوس ۶۰ روزه هستهای: بر اساس بند ۸ تفاهمنامه، ایران تعهدات عدم اشاعه را تکرار میکند، اما سازوکار فنی رقیقسازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در خاک ایران و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان موضوع مناقشه در مذاکرات سوئیس و قطر است.
- نبرد بر سر حاکمیت تنگه هرمز: در حالی که توافق لغو محاصره دریایی از سوی آمریکا را الزامی میسازد، تهران بر انحصار خود در مدیریت این آبراه ۲۴ مایلی پافشاری کرده و طرحهای پیشنهادی عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) برای مسیرهای جایگزین در آبهای عمان را رد میکند.
- تغییر در موازنه قدرت داخلی: پیامدهای ناشی از حملات اواخر فوریه، ساختار سیاسی را وارد مرحله حساسی کرده و دوران گذار را تحت رهبری آیتالله مجتبی خامنهای شکل داده است.
- مناقشه بر سر آزادسازی داراییهای مالی: واشنگتن برای تضمین پایبندی به توافق، با آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران در خارج از کشور موافقت کرده است؛ امتیازی بزرگ که منتقدان در کنگره و اسرائیل ادعا میکنند توان بازیابی شبکههای منطقهای را فراهم میسازد.
شاهراه تجارت جهانی در کانون بحران
چالش فوری، بازگرداندن شرایط عادی به تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که روزانه بیست درصد نفت جهان از آن عبور میکند. طبق مفاد تفاهمنامه، کاهش ملموس تحریمها از نظر حقوقی به بازگشایی کامل این آبراه گره خورده است. با این حال، ایران با تفسیری یکجانبه، مدیریت و تأمین امنیت این کانال را حق انحصاری خود میداند.
مقاومت تهران در برابر مسیر جنوبی از طریق آبهای عمان — که تحت نظارت مرکز اطلاعات دریایی مشترک قرار دارد — تلاشی است برای تبدیل موقعیت جغرافیایی به اهرم فشار ژئوپلیتیک پایدار. این موضع سرسختانه بازگشت کشتیرانی تجاری را کند کرده و نوسانات قیمت نفت را در طول آتشبس بالا نگه داشته است.
دیگر نه از کشتیرانی بیدردسر خبری هست و نه از پذیرش دیکتههای غرب. حاکمیت دریایی قابل معامله نیست.
پیروزی نابرابر یا واقعگرایی دیپلماتیک؟
در نهایت، تفاهمنامه اسلامآباد یک قمار پرریسک برای دولت ترامپ به شمار میرود. منتقدان در واشنگتن استدلال میکنند که کاخ سفید با شتابزدگی در توافق، بدون محدود کردن توان دفاعی و منطقهای تهران، یک شریان حیاتی اقتصادی در اختیار آن قرار داده است. در مقابل، حامیان توافق تأکید دارند که ادامه یک جنگ فرسایشی به باتلاقی فاجعهبار تبدیل میشد که کل اقتصاد جهان را به زیر میکشید.
در شرایطی که دور نخست مذاکرات در دوحه با گزارشهایی از «پیشرفت مثبت» به پایان رسیده، موازنه همچنان به شدت شکننده است. اینکه آیا این مهلت ۶۰ روزه به معاهدهای پایدار تبدیل میشود یا تنها مجالی برای تجدید قوا پیش از دور بعدی درگیریهاست، مهمترین پرسش راهبردی سال خواهد بود.